ابو الحسن قزوينى

79

فوايد الصفويه ( فارسى )

كردند . در مرتبه كه در كارخانه‌هاى كوزه گران ، هرجا سبوئى دهن تنگى به نظر شاگردان ملا محمد باقر در آمد ، شكستند و تأديلش چنان كردند كه در هنگام وزيدن باد از دهن كوزه‌ها آواز هو بر مىآمد و اين آواز ياهو زدن ، شيوهء صوفيان است . در عصر آن حضرت كسى را ياراى آن نبود كه جبهء پشم شتر يا لباس پشمينه تواند پوشيد . متابعان فاضل مجلسى مىگفتند كه ( 117 ر ) اين لباسها ، پوشش صوفيان است و طريقه مذهب اخبارى اثنى عشريه را در عصر آن حضرت متروك ساخت و شيوهء اصولى را رواج داد . اعتبار علماء در مرتبهء [ آن ] بود كه هرگاه خونى خود را به دروازه مدرسه مىرسانيد ، احدى را يارى آن نبود كه دست‌اندازى به خونى تواند كرد . آن حضرت در مراتب مروت و عدالت به اين مرتبه بود كه روزى يكى از فرزندانش ، زاغى را به تفنگ زده بود . بعد از آن كه آن حضرت اطلاع يافتند ، به فرزند خويش تهديد بسيار كردند و هفتاد و پنج تومان زر رايج الوقت به مستحقان خيرات فرمود و به امر ارشاد هدايت بنياد فرمودند كه اين جانور وظيفه خوار « 91 » خوان من نبود ، فرزندم نسبت به او ظلم كرده و اين نوع تعدى در مذاق من به دولت بسيار ناگوار است . در مدت سى و پنج سال سلطنت احدى را آن حضرت نرنجانيد ملا محمود دماوندى مىنويسد كه آن حضرت براى تنبيه افاغنه غلزه از اصفهان حركت فرموده ، به قزوين رسيدند . منجمين كه در ركاب انتساب آن حضرت بودند حكم خسوف را در آن سال سهو نمودند ، و اتفاق خسوف نشد . آن حضرت منجمين را چوبكارى فرموده تنبيه نمودند كه تا از سوداى غفلت به هوش آيند . آن حضرت بسيار طالب علم و متشرع و تقوى شعار و فرشته اطوار بود و به نسوان ميل تمام داشت . فرزندان ( 118 چ ) ذكورش چهل كس بودند ، اكثرى به حكم محمود مردود ، به درجهء شهادت فايز شدند ، و چند كس كه باقى ماندند ، واقعات مفصل آن را از نيك و بد و راست و كذب حوالهء « تاريخ نادرى » نموده ( ند ) .

--> ( 91 ) - برلين : جانور پرنده وظيفه خور .